تبليغاتX
دهات - اس ام اس های عاشقانه
سلام ممنون از اینکه ازسایت من دیدن میکنید امیدوارم لحظات خوشی را با ان سپری کنید
شب در كارنامه ي سياه زندگيش چه كرده كه افتخار اين همه ستاره را دارد ...

 

 

shab dar karnameye siahe zendegiash che karde ke eftekhare in hame setare ra darad

 

 

 


 

 


آدم ها نمي تونن تغيير كنن . رابطه ها نمي تونن عوض بشن . دنيا نمي تونه ثابت بمونه
ولي يك دوست تا ابد مي تونه يك دوست بمونه ...

 

 

amam nemitoonam taghir konan , rabete ha nemitoonan avaz beshan. donya nemitoone sabet bemoone
vali yek dost ta abad mitoone ye dost bemoone

 

 


 

 


ياران به خدا بي وفايي نكنيد، با عاشق دل خسته جدايي نكنيد ، يا وفا كنيد تا آخر عمر ، يا از اول آشنايي نكنيد ...

 


yaran be khoda bi vafai nakonid, ba asgehe el khaste jodai nakonid, ya vafa konid ta akhare omr
ya az aval ashenai nakonid

 

 


 


اي كاش كه معشوق ز عاشق طلب جان مي كرد . تا كه هر بي سر و پايي نشود يار كسي . . .

 

 


ey kash ke mashoogh ze ashegh talabe jan mikard
ta ke ha bi saro paee nashavad yare kasi

 

 


 


پرنده اي كه مال تو نيست هزار تا هم قفس براش بسازي باز ميره . . .

 

 


parandei ke male to nist hezar ta ham ghafas barash besazi baz mire

 


 

 

بگذار
.
.
.
.
.
لب هايت را مي گويم .
روي چشمانم بگذار.
تا ديگر براي هميشه
خواب بوسه ببينم . . .

 

 


bogzar
.
.
.
.
.lab hayat ra migoyam
roye cheshmanam bogzar
ta digar baraye hamishe
khabe boose bebinam

 

 


 

همدم گل گشته ام ، هم بستر خاكم مكن ، قطره قطره مي چكم. از چشم خود پاكم مكن . . .

 

 


ham dame gol gashte am . ham bastare khakam nakon
ghatre ghatre michekam , az cheshme khod pakam nakon

 


 

 

چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایم ؟
بیا ای دوسـت با من باش که من تنـهای تنهـایم ...

 


chera gham ha nemidanand ke man soltane gham hayam
bia ey dost ba man bash ke man tanhaye tanhayam

 


 

 


آیا این ضعف قانون نیست که هم کلاه گذاشتن جرم است هم کلاه برداری؟

 


aya in zafe ghanoon nist ke ham kolah bardari jorm ast . ham kolah gozashtan?

 


 


در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟
نمی یابی نشان هرگز
تو از عشق وجوانمردی
برو بگذر از این بازار ،
از این مستی و طنازی
اگر چون کوه هم باشی
در این دنیا تو می بازی

 


dar in bazare namardi be donbale che migardi ?
nemiyabi neshan hargez
to az eshgho javan mardi
boro bogzar az in bazar, az in mastio tannazi,
agar chon kooh ham bashi , dar in donya to mibazi

 

 


 


عشقو برات كشيدم ميون موج دريا
رو ماسه هاش نوشتم دوست دارم يه دنيا

 

eshgho barat keshidam mioone moje darya
roo mase ha neveshtam dooset daram ye donya

 

 


 


نبايد زود قضاوت كنيم زيرا قضاوت خوب٬ محصول تجربه است و تجربه محصول قضاوت بد.

 

 

nabayad zood ghezavat konim zira ghezavate khob , mahsoole tajrobe ast va tajrobe mahsoole ghezavate bad.

 

 


 

 

شبت ، پر از ستاره هايي باشه كه هر شب سفارشتو به خدا مي كنن تا هميشه ماه بموني

 


shabet , por az setare hai bashe ke har shab sefaresheto be khoda mikonan ta hamishe mah bemooni

 


 


در مرام ما اسيران عاشقي رسمي ندارد
دوستي را مي پرستم چون كه پاياني ندارد

 


dar marame ma asiran asheghi rasmi nadarad
doosti ra miparastam chom ke payani nadaran

 

 


 


همه وقتي از زندگي خسته ميشن ميگن خدا نفسمو بگير
ولي من هيچ وقت اينو نمي تونم بگم ، آخه تو نفس مني . . .

 


hame vaghti az zendegi khaste mishan migan khoda nafase mano begir
vali man hich vaght nemitoonam ino begam , chon TO  NAFASE MANI . . .

 

 


 

آدما از آدما دلگير ميشن ، آدما از آدما زود سير ميشن
آدما رو عشقشون پا ميذارن ، آدما آدمو تنها ميذارن ...

 


adama az adama delgir mishan , adama az adama zood sir mishan
adama roo esgheshoon pa mizaran , adama adamo TANHA mizaran . . .

 

 


 

 

خاطرم نيست كه تو از باراني ، يا كه از نسل نسيم
هر چه هستي گذرا نيست هوايت ، بويت . . .
فقط آهسته بگو . . با دلم مي ماني . . .

 


khateram nist to az barani, ya ke az nasle nasim
har che hasti gozara nist havayad , booyat . . .
faghat aheste begoo . . ba delam mimani

 

 


 


ما از آن سوته دلانيم که زکس کينه نداريم.......يک شهر پر از دشمن و يک يار نداريم

 

ma az an soote delanim ke ze kas kine nadarim
yek shahr por az doshmano yek doost nadarim

 

 

 


 

یه روز میبوسمت
خدا میبرتم جهنم ؛ میشم ابلیس
اون وقت تو هم به جرم اینکه
یه ابلیس بوسیدتت ؛ جهنمی میشی
اونجا پیدات می کنم و هر روز میبوسمت
واااای که چه بهشتی بشه جهنم!!!

در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟
نمی یابی نشان هرگز
تو از عشق وجوانمردی
برو بگذر از این بازار ،
از این مستی و طنازی
اگر چون کوه هم باشی
در این دنیا تو می بازی .


گفتمش یک بوسه خواهم از لبت ،گفتا مخواه
من بدهکارت نیم کز من طلبکاری کنی
گفتمش یار وفادار توام ، گفتا بس است
من وفا کی از تو خواهم تا وفاداری کنی
گفتمش شد ارغوانی چهره ام از هجر،گفت:
می توان با اشک خونین چهره گلناری کنی
 وقتي تو پيروز ميشي من با غرور
به همه ميگم : هي اون دوست منه !
اما وقتي ميبازي كنارت ميشينم و ميگم :
هي من دوست توام . . .

اگه يه روز شاد بودي آروم بخند
تا غم دنيا بيدار نشه
و اگه يه روز غمگين شدي آروم گريه كن
تا شادي نا اميد نشه

 شايد كسي را كه با تو خنديده فراموش كني
اما كسي را كه با تو اشك ريخته هرگز....

از تمام دنيا فقط چشمهايت را خواستم
آيا آسمان سهم زيادي از دنياست؟

 اگر يادت کنم ديوانه مي شم
فراموشت کنم بيگانه ميشم
اگر ترکت کنم ميميرم از غم
فراموشت کنم مي پاشم از هم

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده هاخیلی براش کهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
 عشق ؛
با کمان لبخند و تیر چشمان
دوست در دل می روید.

اون كسي رو كه ازت دور ميشه
بهش فكر نكن
به اونهايي فكر كن كه بهت نزديك هستند
از طرف بچه هايي كه
معناي عشق رو نمي دونند

 ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟¿؟؟؟
اينا همه تو رو دوست دارن
اون كه غش كرده منم

اگه يه روز حس كردي دنيا و آدمهاش
به تو اخم كردن دليلش رو
تو لبهاي بدون لبخند خودت جستجو كن.

 ترك دين و دل نمودم
ترك جان هم مي كنم
هرچه گويي غير عشقت
ترك آن هم مي كنم

اگر روزی بدست ارم سر زلف نگارم را
شمارم مو به مو غم شبهای تارم را
برای جان سپردن کوی جانان ارزو دارم
مگر بادی برد سویش شبی خاک مزارم را

 بير يواسيز قوشادونسم.
گوزدن آخان ياشادونسم.
انتظاردان داشادونسم.
يادان چخادمارام سني گوزليم.
تقديم به المي جون

هر جا نیستی هستم
یک بید مجنون به خاک می سپارم،
تا خاطرم باشد که عشق را
برای همگان می خواستی نه برای خودت
 چرا غمها نميدانند كه من سلطان غمهايم
بيا اي يار كه من تنهاي تنهايم

زمونه ازم پرسيد چه كسي رو بيشتر از
همه دوست داري من راجبه تو
هيچي بهش نگفتم
آخه رسم زمونه اينه

هر كسي رو كه دوست داري ازت ميگيره
 هميشه نگاهي رو باور داشته باش
كه وقتي از اون دور ميشي منتظرت بمونه
تقديم به عزيز ترينم

ابر بارنده به دريا مي گفت:
من نبارم تو کجا دريايي،
در دلش خنده کنان دريا گفت:
ابر بارنده تو خود از مائي

 عشق را دوست دارم ولی از زنها میترسم
سلام را دوست دارم ولی از زبان میترسم
روز را دوست دارم ولی از روزگار میترسم

برایت دعا می کنم
تا ای کاش خدا از تو بگیرد
هر آنچه که خدا را از تو می گیرد

شبي كه او را به گردش برده بودم
ز سر حد جنون مي خورده بودم
ز ترس مرگ من مرد و ندانست
كه من از روز تولد مرده بودم

به آغوشم فشردم!
گفت مردم!
چه لذت ها كه از آغوش تو بردم
شبي ديگر در آغوش دگر بود
خدايا كاش كمتر مي فشردم...

 بگیر از من تو این دل یادبودی
که تنها لایق این دل تو بودی
هزاران خواستند این دل بگیرند
ندادم چون عزیز دل تو بودی

یاری که داد بر باد آرام و طاقتم را...
ای وای اگر نداند...
قدر محبتم را...

دلم می خواست بهانه ای باشی
برای فرا مو ش کردن همه چیز
اما حالا دلم می خواهد
بهانه ای باشد برای فراموش کردن تو

مرا در باغ محکم ریشه ای نیست
ز داس و تیشه ام اندیشه ای نیست
به گامی می توان بنیاد ما کند
به آهی می توان از هم پرا کند

 اي دوست نزن زخم زبان جاي نصيحت
بگذار ببارد به سرم سنگ مصيبت